بازي تفكر كودك است:

بازي كردن كودكان به رشد اجتماعي و عاطفي آنها كمك مي‌كند. كودك با دنياي واقعي، زيبايي و زشتي ‌‌هاي آن آشنا مي‌شود و كم‌كم مي‌آموزد كه با همياري و مشاركت كارهايش را پيش ببرد. كودك با بازي كردن،مي‌آموزد كه مسئوليت‌ پذير باشد و راه‌هايي براي بروز و بيان اعتقادات واحساسات خود مي‌يابد. دكتر رابرت وايت مي‌گويد: «بازي كردن براي همه افراد كاري شادي آفرين است ولي براي كودكان، علاوه بر شادي‌بخش بودن، عملي جدي محسوب مي‌شود.

بنابر اين بازي كردن كودكان را به هيچ عنوان نمي‌توان وقت تلف كردن دانست، زيرا بخش مهمي از آينده كودك با بازي كردن شكل مي‌گيرد واستعداد هاي نهفته و پنهان او، فرصت شكوفايي مي‌يابند. كودك با رعايت مقررات، رقابت، پيروزي و شكست، مبارزه با ترس و خجالت، مسئوليت‌پذيري و مشاركت آشنا مي‌شود و بدين طريق، موجب «برون‌گري» كودك و تقويت حواس و افزايش توانمندي‌هاي او مي‌گردد.

نكته مهم در بازي كردن، توجه به روحيات كودكان است و بازيها بايد متناسب با اين روحيات انتخاب شود.به‌طور مثال كودكي که بيش فعال و پرانرژي است، اين كودك حداقل به يك يا دو بازي پرتحرك در روز احتياج دارد، در غير اين صورت، انرژي كودك انباشته شده و موجب بروز مشكلات رفتاري در او مي‌شود. بنابر اين در انتخاب بازي بايد به ميزان سلامتي، بهره‌هوشي، جنسيت، خلاقيت، شرايط روحي و فرهنگ خانواده توجه كرد.والدين بايد براي بازي‌هاي روزانه كودك خود برنامه‌ريزي داشته و به بازي آنان جهت دهند. مثلاً قرار دادن حداقل يك بازي آموزشي در روز براي كودك الزامي است.كودكي كه از سه سالگي تحت تعاليم پدر و مادر خود به بازي كردن درست و هدفمند بپردازد در هفت سالگي از لحاظ ذهني، درسي، برخورد اجتماعي و گروهي از ساير همكلاسي‌هاي خود بالاتر بوده و اين بازي‌ها به او كمك خواهد كرد تا از نظر درس بخصوص در يادگيري زبان دوم و رياضيات عملكرد مناسبي داشته باشد. با بازي كردن مي‌توانيم چنان به كودك خود نزديك شويم كه او ما را مثل دوست خود بداند.

والديني كه در كودكي فرزندشان، زمان‌هايي را به بازي با آنها اختصاص داده‌اند، مشكلات كمتري در سنين نوجواني با آنها داشته‌اند، زيرا در نهان كودك، اعتماد به پدر و مادر شكل گرفته و در سن نوجواني هم قادر به برقراري ارتباط با والدين خود هستند.از بازي‌هايمهم و اساسي كودكان، بازي‌هاي تخيلي است كه به رشد و خلاقيت كودك كمك بسياري مي‌كند، اين گونه كودكان خلاق در بزرگسالي مي‌آموزند كه در مواجه با مشكلات سوار بر ابر خيال شده و راه‌حل‌هاي فوق‌العاده‌اي بيابند.كودكاني كه در كنار اين بازي‌هاي خلاق، بازي‌هاي آموزشي نيز دريافت كرده‌اند، راه‌حل‌هاي واقعي‌تري مي‌يابند، در نتيجه خلاقيت و عملكرد صحيح، از كودكي در عمق وجود آنها جا مي‌گيرد.

كودكاني كه خلاقيت قوي دارند، اغلب كساني هستند كه قادر به سرودن شعر، نواختن ساز يا نقاشي كشيدن هستند و اين افراد در بزرگسالي نيز به يك موسيقيدان، نقاش، خطاط، كارگردان يا نويسنده خوب تبديل مي‌شوند.يكي ديگر از بازي‌هايي كه به شكل‌گيري شخصيت كودك كمك مي‌كند، بازي‌هاي تقليدي است. كودك در اين بازي‌ها مي‌آموزد كه نقش فرد ديگري را بازي كند (مثلاً نقش پدر و مادر، معلم، خاله و...) ايفاي اين نقش‌ها در مرحله اول، دقت و نكته سنجي كودك را براي بهتر بازي كردن بالا مي‌برد و در مرحله بعد به او ياد مي‌دهد كه خود را به جاي ديگران گذاشته و شرايط آنها را درك كند.

اهمیت بازی:

کودک بدون بازی و اسباب بازی مانند ماهی بدون آب است. جامعه شناسان بازی را برای رشد اجتماعی کودکان ضروری می دانندوبه نظر آنها بازی جزئی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است .
اگر تحليل دقيقي روي بازي كودك در خردسالي ودوره ی دبستانی داشته باشيم، مي‌توانيم تا حد زيادي شخصيت او را در بزرگسالي بيابيم، خشونت، كمرويي، عصبي بودن، ترس و وحشت و عدم اعتمادبه‌نفس در بزرگسالان جزو مواردي هستند كه در بازي‌هاي كودكانه اين افراد قابل كشف مي‌باشند و اگر در همان دوران به كمك كودكان برويم، در بزرگسالي با مشكلات كمتري روبه‌رو خواهندشد.
از بازي‌كردن كودك خود جلوگيري نكنيد زيرا در بازي، كودك توانايي ارتباط جمعي با دنياي اطراف خود را پيدا كرده و قادر به حل مشكلات كوچك و بزرگ خود خواهد بود. بازي‌كردن كودكان به رشد اجتماعي و عاطفي آنها كمك مي‌كند،كودك با دنياي واقعي، زيبايي و زشتي‌هاي آن آشنا مي‌شود و كم‌كم مي‌آموزد كه با همياري و مشاركت، كارهايش را پيش ببرد. كودك با بازي‌كردن، مي‌آموزد كه مسووليت‌پذير باشد و راه‌هايي براي بروز و بيان اعتقادات و احساسات خود مي‌يابد.
در بازي كردن، سن كودك خود را فراموش نكنيم. او قرار نيست كه هر چيز را به‌طور كامل و صحيح انجام دهد. پس، از محدود كردن او در بازي‌ها بپرهيزيد. همچنين از خط‌دادن بيش از حد، به گونه‌اي كه كنترل بازي در دست شما قرار بگيرد، خودداري كنيد.
در حين بازي به نحوه اداي كلمات كودك و رفتارها و برخوردهاي او دقت كنيد. كلمات و برخوردها، آينه تمام‌نماي طرز حرف‌زدن و برخورد‌كردن شما و معلمان اوست. تجربه ثابت كرده كه كودك بيش از هر كس از پدر و مادر و معلمان خود تاثير مي‌گيرد و نيمي از دنياي كودك در آرزوي تبديل‌شدن به پدر و مادر يا معلم خود سپري مي‌شود. از نظر كودك، كامل‌ترين و قدرتمند‌ترين افراد، والدين و معلم‌هاي او هستند و به همين دليل اگر نكته منفي‌اي را در رفتار كودك خود مشاهده كرديد، در برخورد خود جست‌وجو كنيد.